تبليغاتX
کارامد
عبور از جمهوری دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388
دوران 4 ساله دولت نهم هدفی در رتبه ای بالاتر از تمام اهدافش داشت که در خرداد 88 به مرحله نهایی خود رسید. در این دوره استراتژی اصلی دولت تازه، حذف جریان اصلاحات موسوم به دوم خرداد از امور اجرایی و نظری و رسانه ای و در نهایت نابود کردن این جریان در انتخابات 88 بود. البته به نظر می رسد این هدف اصلی با ایجاد تراژدی انتخابات 88 و شکست محبوب ترین کاندیداهای جریان دوم خرداد به نتیجه رسیده است. هر چند انتظار دولت این بود که در پس این حرکت کیش و مات، شاهد تشویق حاضرین و ناظرین باشد و شاید اقدام رییس دولت در تغییرات گسترده در معاونت ها و مدیریت های ارشد وزارت اطلاعات به نوعی شاهد ناراحتی رییس جمهور از عدم پیش بینی صحیح و اقدامات پیشگیرانه نهادهای امنیتی در مورد اعتراضات و اغتشاشات پس از انتخابات باشد.

اقدامات دولت دهم و موضع گیری های اخیر حامیان اصلی اش در همین چند ماه گذشته نشانگر پلان دوم جریان شکل گرفته در سال 84 بود. بطوریکه به نظر می رسد که برنامه 4 ساله دولت دهم عبور از اصولگرایانی است که موافقت تام با اقدامات و نظرات رییس دولت را ندارند. این عده که متفکرین، صاحب نظران و قدرتمندانشان مشخص و واضح هستند عبارتند از رقبای سابق اصولگرای انتخابات 84 و کسانی همچون مطهری، کاتوزیان، توکلی و سایرین. به نظر می رسد جریان استراتژیست دولت دهم برای هر کدام از این سدهای اصولگرایی نقشه ای جداگانه طرح کرده که در حال پیاده سازی است.

حال سوال مطرح می شود که نتیجه عبور از اصلاح طلبان و اصولگرایان ذکر شده چیست و چشم انداز اصلی گذار از این پروسه 8 ساله چه شکلی دارد؟

قبل از نتیجه گیری در مورد سوال های مطرح شده به نقش جریان حکومتی در پیاده سازی استراتژی های ذکر شده بپردازیم. با مرور نقش رهبری در مسائلی همچون عزل و استعفای آقایان مهاجرانی، نوری و معین در دولت اصلاحات و میزان حمایت های ایشان از رییس جمهور وقت و موارد بسیار دیگری همچون موضع گیری صدا و سیما و تخطئه مطبوعات و رسانه های منتسب به جریان نوظهور، می توان نتیجه گرفت که جریان حکومت با دولت اصلاحات مخالف بوده و از روی کار آمدن دولتی با اندیشه ها و برنامه های مخالف دولت قبل و پاکسازی تفکرات و امور اجرایی اصلاحات حمایت کرده است. این حمایت تا آنجا پیش رفت که برای به هدف خوردن تیر خلاص جریان اصلاح طلبی، وزنه هایی همچون یاران اصلی امام و مبارزین انقلاب نیز مورد اتهام قرار گرفته از حمایت رهبری برخوردار نشدند. 

اجازه دهید به نقشی دیگر در مسائل ذکر شده بپردازیم. نقش حوزوی مخالف سرسخت دولت اصلاحات و موافق و حامی دولت نهم؛ آیه الله مصباح یزدی. در دولت اصلاحات و پس از طراحی و انتشار کاریکاتور اشک استاد تمساح توسط نیک آهنگ کوثر، آیه الله خامنه ای در اظهار نظری در اردوگاه شهید باهنر تهران استفاده از دانش و تفکر و اندیشه آقای مصباح را هم رتبه با شهید مرتضی مطهری دانستند. این حمایت علنی در زمانی مطرح شد که جریان روشنفکری جامعه به دلیل انتشار تفکرات خشونت طلب و انحصار طلب آقای مصباح به شدت منتقد ایشان بود. حمایت آیه الله از دولت نهم و دهم آنگونه واضح و علنی نبوده است. منتهی مرور اسامی شاگردان نزدیک ایشان (اینجا) مشخص کننده نقش پر رنگ شان در امور اجرایی حکومتی و دولت فعلی است. در اینجا با بررسی سخنرانی ها و اندیشه های حکومت داری آیه الله مصباح یزدی (اینجا) متوجه شمایل چشم انداز پس از 8 سال دولت نهم و دهم خواهیم شد. بر اساس این نظریات حکومت اسلامی در تشکیل خود با حمایت مردمی نظامی را نهادینه کرده است که از ابتدا قرار بود پس از ایجاد ظرفیت ها، این نظام از شمایل دموکراسی غربی جمهوری به حکومت مطلق ولایتی فقیه تغییر شکل دهد. در این بین نقش مردم نیز قابل بررسی است. موضع گیری ایشان در پی آوردن حدیثی از پیامبر اکرم توسط هاشمی رفسنجانی در آخرین نماز جمعه اقامه شده توسط ایشان تا به امروز، نقش مردم را در حکومت مورد نظر آقای مصباح مشخص کرده است. ایشان تشکیل حکومت را بر اساس قواعد دینی منوط به همراهی مردم دانسته اند و ادامه مسیر و نگهداری حکومت دینی را تنها منوط به همراهی حتی اقلیت مردم می دانند. به این ترتیب وجود تعداد حتی قلیل جان بر کفان حکومت دینی مورد نظر و ادامه مسیر به هر روش خشونت آمیزی مورد تایید است. حال با مرور برخی از اقدامات و نتایج به دست آمده در سال های اخیر به شواهدی می رسیم که بیانگر برنامه ریزی طولانی مدت برای رسیدن به نقطه ایست که در آن قرار داریم. مواردی همچون تشکیل مدرسه حوزوی آیه الله و تربیت شاگردان وفادار به تئوری ایشان، تشکیل و تقویت هسته های بسیج و حمایت از فدائیان این منطق، ایجاد و پرورش تفکراتی که ولایت را نه از روی قانون و منطق بلکه از صمیم قلب و با چشم و گوش بسته پذیرا باشند، ایجاد چرخه باطل انتخاب خبرگان از زیرمجموعه وفاداران به رهبری توسط شورای نگهبان و تجهیز، سازماندهی و بسط موقعیت و قدرت نفوذ سازمان نظامی - امنیتی سپاه در امور سیاسی و اقتصادی جامعه.

به نظر می رسد با ادامه روند فعلی چشم انداز جامعه مان چیزی شبیه به وضعیت فعلی کره شمالی است! به این ترتیب که دموکراسی و نظرات اکثریت در مواردی جزیی همچون انتخاب نمایندگانی از فیلتر گذشته خلاصه شده و شرایط جامعه به گونه ایست که عده ای فدایی وفادار از امکانات سهم دار شده و مخالفین، معترضین و حتی منتقدین به شدت سرکوب و تخطئه شوند.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

1. شنیدم که بسیاری از نیروهای امنیتی و اطلاعاتی و کلاً بچه های خودی پس از جریان های انتخابات با استفاده از زمان و امکانات اداری به فعالیت در فضای اینترنت پرداخته تا هم فضای سایبری ایران را از یکطرفه بودن طیف مخالف دولت و حکومت خارج کرده و هم به شناسایی معارضین بپردازند. به هر حال بعضی از مطالب و کامنت ها واقعاً مشخص و واضح است که از تراوشات ذهنی این افراد به خصوص هست.

2. میل به پاسخگویی به کامنت ها را ندارم! لذا فقط در صورتیکه سوالی منطقی مطرح باشه به مباحثه می پردازم.

3. چند روزی رو برای یک سفر کاری به شهری می روم که معروف ترین گربه های جهان را دارد!

نوشته شده توسط وحید مصطفی زاده  | لینک ثابت |

قدرت از کجا می آید و به کجا می رود؟ شنبه بیست و سوم آبان 1388
1. کارل دبلیو دوچ (1953):

"قدرت تمامیت خواه تنها زمانی نیرومند است که زیاد از آن استفاده نشود. اگر قرار باشد قدرت تمامیت خواه به صورت دائمی بر علیه مردم تحت سلطه اش اعمال شود، بعید است مدتی طولانی قدرتمند باقی بماند."

2. جان آوستین (قرن 19):

" اگر اکثریت مردم تصمیم به سرنگون کردن حکومت بگیرند و در این راه حتی حاضر به تحمل سرکوب ها هم باشند، تلاش حکومت و افرادی که از آن دفاع می کنند، حتی در صورت دریافت کمک های خارجی نیز حاصلی نخواهد داشت .... مردم مبارز را نمی توان با زور در وضعیت اطاعت و انقیاد دائمی نگه داشت."

3. نیکولو ماکیاولی:

" شاهزاده ای که توده مردم را به عنوان دشمن در برابر خود دارد، نخواهد توانست از خود محافظت نماید و هر چقدر ظلم بیشتری بنماید، رژیم اش ضعیف تر خواهد شد."

4. پیامبر اسلام:

"الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم _ حکومت با کفر باقی می ماند ولی با ظلم باقی نمی ماند."

5. شفیعی کدکنی:

پیش از شما، به سان شما، بی شمارها، با تار عنکبوت، نوشتند روی باد:

                                                      کین دولت خجسته جاوید زنده باد!


نوشته شده توسط وحید مصطفی زاده  | لینک ثابت |

شاید چهارشنبه بیستم آبان 1388

شاید این جمعه بمیرند، شاید ...

نوشته شده توسط وحید مصطفی زاده  | لینک ثابت |

مستحب مکروه شنبه شانزدهم آبان 1388
می دانید چرا در روز عاشورا روزه گرفتن کراهت داره؟

سپاه کوفه، روز عاشورا در بیعت امیرالمونین یزید بن معاویه و در زیر پرچم فرماندهی سپاه اسلام، عمر بن سعد فرزند بزرگ سردار اسلام روزه گرفتند، وضو ساختند و بر حجت خدا تاختند. سرها را بریدند، بدن ها را لگد مال کردند، زن ها و بچه ها را کتک زدند و به اسارت بردند.

روزه گرفتن در عاشورا حرام نیست. کراهت این عمل مستحب در این روز به دلیل آن است که شیعه نمی خواهد در این روز همرنگ سپاه کفر شود.

به این می اندیشم که امروز آیا همرنگ سپاه کوفه شدن در انجام مستحبات نیز همان حکم کراهت روزه عاشورا را دارد؟ مثلاً در مسجدی که صدها نفر در آن بدون گناه زیر مشت و لگد قوم الظالمین قرار گرفتند، نماز خواندن مکروه نیست؟ و یا لبیک گفتن به انجام امور شرعی مستحب عمومی به رهبران این سپاه بر کفر، محاسبه ثواب می شود؟

نوشته شده توسط وحید مصطفی زاده  | لینک ثابت |

سیاست تعطیل پنجشنبه چهاردهم آبان 1388
دیروز، 13 آبان، ساعت 11، مقابل درب مسجد الجواد، درد باتوم بر کمر، اعتراض، اسپری گاز از 5 سانتی، تحمل ده ها ضربه باتوم، نشستن در کف حیاط مسجد، فریاد های پیرزن چادری، لب های پاره جوان کناری، لرزه های بدن نوجوان جلویی، بینی شکسته مردی مو سپید، دهان پر از پارچه سبز دختری جوان، ضربه های لگد مستمر بر سر و گردن، سوزش چشم، بازجویی طولانی احمقانه، آزادی موقت، کریم خان، موتورها در پیاده روها، یک فرمان: تذکر نده فقط بزن، چره های آشنا: رجا نیوزی ها، کتک خوردن یک روحانی از ناجا، سر حافظ، مردم منتظر تاکسی، صدای تیر پینت بال، حمله موتورها، فرار و غلتیدن روی زمین، بی مسافر ماندن تاکسی ها، دیدن اشک ها و لرزیدن های کودکی که از دبستان با مادرش به خانه می رفت، سبزهای خونینی که فرار می کردند، نماز جماعت و سینه زنی چماقداران در وسط میدان،  کینه هایی که شکل گرفت، اعتقاداتی که فرو ریخت.

============================================================

1. هر چه کردیم، نشد! عده ای نانشان در اختلاف است و هدفشان نبرد و قتل عام!

2. ربطی به 13 آبان نداره، از چند ماه پیش مطرح بود، دیگه کمتر به مسائل سیاسی می پردازم.

============================================================

به نقش سیاهی لشگر تو فیلم راضی باش

چشاتو ببند و فقط به فکر بازی باش

خر شو از خودت دست بکش ! افول کن !

ببند دهنتو ! شرایطو قبول کن !

این سنت پیغمبره ! بپذیر !

زن یا مرد ! فرقی نمی کنه ! بمیر !

این یعنی نقش من تو فیلم زندگی سگی

رول یه جنازه که زنده است به همین سادگی

نفس کشیدن تو یه متن خسته با خط کشی

آخر قصه ی همه است ! آخر سگ کشی

نوشته شده توسط وحید مصطفی زاده  | لینک ثابت |

کل یوم عاشورا دوشنبه یازدهم آبان 1388
چند روز پیش یه جا (جاش مهم نیست) سرهنگی از نیروی انتظامی رو دیدم که من رو یاد خاطره ای تلخ انداخت! به سمتش رفتم نامش رو از روی لیبل لباسش مرور کردم (نام محفوظ است) سلامی گفتم و ادامه دادم: " روز 23 خرداد در چهارراه جهان کودک شما به ناحق با با توم بر کمر من کوبیدید!" (قضیه از این قرار بود که روز 23 خرداد_فردای انتخابات_ شایع شد مهندس موسوی در محل روزنامه اطلاعات سخنرانی می کنند. حوالی ظهر بود که به آنجا رسیدم. تعدادی در پیاده روهای اطراف جمع بودند ولی فضا عادی بود. تا از تاکسی پیاده شدم و پایم رو در پیاده رویی گذاشتم که به سمت روزنامه حرکت کنم همین جناب سرهنگ از پشت با باتوم فنری خودش به کمر من کوبید و بعد از من چند تا خبرنگار و تصویر بردار خارجی و ایرانی رو هم مورد ضرب و شتم قرار داد!) سرهنگ در پاسخ به من گفت:"خوب کردم! قربه الی الله زدم!" گفتم:" مثل نیت پاک و خدایی که سپاه کوفه داشت. اونها هم روزه گرفتند و وضو داشتند برای بریدن سر فرزند رسول الله" او گفت:" یعنی شما از سپاه امام حسینی؟" پاسخ دادم:"نه! ولی شما قطعاً از سپاه یزیدی!" یه نفر از اطرافیانش از من خواست که برم و خودش هم لیبل اسمش رو کند.

جناب سرهنگ! هم اسمت رو برداشتم و هم .... بگذریم! مهم نیست! جاش رفت و دردش تمام شد! دیدار به قیامت!

========================================================

1. یه گزارش تصویری جالب از اولین سفر استانی دولت دهم اینجا

2. روز 13 آبان یادآور خاطرات روزهایی ست که از مدرسه به راهپیمایی می رفتیم. امسال احتمالاً خواهم رفت و فریاد می زنیم: نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی.

3. توصیه ای به همه دوستان دارم. انتخابات با همه مسائل پیرامونی آن به پایان رسیده. بحث ماندن در خیابان و بواسطه آن تغییر حکومت، ساده انگاری محض در مورد وضعیت جاری در ایران است و تازه فرض کنیم در این مملکت انقلاب شد. فکر می کنید چه کسانی بیشتر از خود ما متضرر شوند. سعی کنیم با اعلام حضور و وحدتی از روی اندیشه و منطق هم خواسته خود را به عنوان منتقد و حتی مخالف جریان های متعصب مطرح کنیم و هم وحدت تمام تفکرات جاری در اجتماع را در جهت پیشرفت همه جانبه مان حفظ کنیم.

نوشته شده توسط وحید مصطفی زاده  | لینک ثابت |

پس از جشنواره چهارشنبه ششم آبان 1388
در طول مدت برگزاری جشنواره مطبوعات یک موضوع تلخ فکرم را مشغول کرده بود. دیدن آدم هایی جدید و بیگانه با فرهنگ رسانه در بزرگترین گردهم آیی رسانه ای کشور از یک سو و خالی بودن جای اساتید و بزرگان و پیشکسوتان رسانه ای کشور. دیدن چشم های پر کینه، فریادهای پر از خشونت و حرکت های ناهمگون با فضای گفتمان فرهنگ و رسانه از یک طرف و خالی بودن صندلی های محمد قوچانی، احمد زیدآبادی، مسعود باستانی، ماشاءالله شمس الواعظین، مسعود بهنود، شهاب الدین طباطبایی، محمد حسین نعیمی پور، سعید شریعتی، نیک آهنگ کوثر، سید ابراهیم نبوی، سام فرزانه، بهمن امویی و .... از یک طرف. دیدن راست و کج شدن اهالی رسانه برای مهدی کلهر و محمد علی رامین و حسین صفار هرندی و ... و غریبانه قدم زدن دکتر نمک دوست و دکتر عمادالدین باقی.

بعد از حمله چماقدارها به مهدی کروبی و برگشتن محمد خاتمی از مقابل درب به یاد بازدیدهای سید محمد خاتمی افتادم. آن زمانی که در اوج محبوبیتش در محل وقت جشنواره بدون خالی کردن سالن قدم می زد و با اهالی فرهنگ و خبر گفتگو می کرد. اکنون بعد از گذشت کمی بیش از 4 سال از ترس جانش که در میان مخالفان سرسختش که بویی از تمدن هم نبردند، نباشد؛ قید بازدید از نمایشگاه را زد و از مقابل درب ورودی، بازگشت. به این فکر می کنم که رییس دولتی که طبق آمارها در اوج محبوبیتش قرار دارد، به خاطر جوی که در سالن وجود داشت و همواره مخالفانش حضوری چشمگیر داشتند، قید بازدید را زد چگونه 4 سال دیگر و پس از پایان دوران مسئولیت و محبوبیتش در جامعه سر خواهد کرد؟  ایرانی ها، ملتی هستند با رفتارهای منحصر به فرد! 4 سال دیگر را می بینم! روزگاری را که به دلیل رگبار ریشخندها و خرده های تلخ دانشجویان نمی تواند در حیاط دانشگاه علم و صنعت قدم بزند. روزگاری که منزوی شده و روزگاری که تقاص روزهای انفرادی را که تحمیل کرده پس خواهد داد.

========================================================

پ.ن: چند وقت پیش پستی داشتم تحت عنوان ریش قرمز که در مورد دوستی که در بند بود. خوشبختانه امروز تماس گرفت و گفت آزاد شده.

پ.ن: تصویری از دکتر عماد الدین باقی در نمایشگاه امسال +

نوشته شده توسط وحید مصطفی زاده  | لینک ثابت |

جشنواره!!!!! مطبوعات دوشنبه چهارم آبان 1388
جشنواره

در مورد کلیت برگزاری جشنواره، روز اول یکی از دوستان تعبیری بکار برد که مخلص کلام است: در کشوری که بزرگترین زندان روزنامه نگاران جهان است، جشنواره مطبوعات معنی ندارد.

بحث های سیاسی جانبی

قرار بود جلساتی برگزار بشود و سیاسیونی از دو جناح به مباحثه بپردازند منتهی چالشی ترین بحث ها مربوط به آقایان محمد جواد لاریجانی و کواکبیان بود. مقایسه اسامی، عمق ناعدالتی رو نشان می دهد. هر چند کواکبیان در پاسخگویی خوب عمل کرد. جالب در بین صحبت های دکتر لاریجانی انتهای آن بود که زندگی روزنامه نگاری را جذاب و شیرین!! دانست. نتوانستم ساکت باشم و محمد قوچانی را مثال زدم!

دیدار با دوستان

دیدارهای جالبی داشتم! کلی با اعضای تحریریه وطن امروز و رجانیوز آشنا شدم و دوستان خودمان در عصر ایران، تابناک، حیات نو و ... دیدیم. از وبلاگ نویس ها هم ابوالفضل ناظمی + و مهدی خانعلی زاده + که مقابل غرفه همشهری جوان هر دو بزرگوار را زیارت کردم.

حضور سیاسیون

قطعاً پر سر و صدا ترین حضور مربوط به حضور سید محمد خاتمی بود. روز شنبه و حوالی ساعت 13 بود که شایعه حضور سید محمد خاتمی و میرحسین موسوی در نمایشگاه و در حوالی ساعت 16 قوت گرفت. حضور نیروی انتظامی و افزایشس نیروهای حراست نمایشگاه هم تایید کننده خبر بود. منتهی از حدودای ساعت 14 نیروهای لباس شخصی به صورت گروهی و با تعداد بالا شروع به وارد شدن کردند طوری که تمام محوطه داخلی و خارجی سالن در اختیار این نیروهای مردمی!! بود. به هر حال سید به دلیل حفظ جانش از مقابل درب بهشتی بازگشت. در مورد حضور شیخ مهدی کروبی هم خبر زیاد مخابره شده و من تصاویری از حمله به ایشان و تصاویر تعدادی از مهاجمین را در غرفه هاشان! برایتان در پست قبل گذاشتم. اما در مورد حضور دکتر علیرضا بهشتی باید بگویم که از حضور ایشان در سالن اصلی بیش از 1 ساعت می گذشت که با تجمع زیاد مردم در مقابل غرفه اعتماد و سر دادن شعار، تعداد محدودی از چماق داران خبرگزاری فارس و ایرنا به سمت ایشان حمله ور شدند و شعارهایی بس از روی حماقت تام سر دادند. دکتر را تا بیرون سالن اصلی بدرقه کردیم مقابل درب چند جمله ای صحبت کرد و با تاکسی! از مجموعه خارج شد.

روز یکشنبه شایع شد که قرار است دکتر ا.ن نیز بدون تخلیه سالن وارد نمایشگاه شوند! به نوعی برنامه ریزی هم صورت گرفته بود! چون جو سالن امنیتی بود و تعداد بسیاری از هواداران معلوم الحالشان در نمایشگاه حضور داشتند. دلیل عدم حضورشان را نمی دانم. حدس هایی می زنم که نمی گویم! به هر حال نیومد.

سیاسیون بسیار دیگری مانند بسیاری از وزرای فعلی و سابق (دولت نهم) و اشخاصی همچون سید هادی خامنه ای و عمادالدین باقی هم به نمایشگاه آمدند. حضور دو نفر برایم به دلایلی جالب بود! اولی دکتر محمد علی رامین بود که هر روز آمد! و دیگری حمید رسایی بود که در جدل هایی که با مردم داشت برایم واضح شد که خیلی آدم کوچکیست!

غرفه ها

به نظرم غرفه های وطن امروز و موسسه همشهری بهترین غرفه ها در استقبال از بازدید کنندگان بودند. غرفه فارس سنگین ترین و گرانترین دکور را داشت و بیشترین فضا را در بهترین نقطه اشغال کرده بود. نکته جالب غرفه خبرگزاری فارس حضور 40-50 نفر از نیروهای مردمی!!!! به صورت دائم در اطراف این غرفه بود! غرفه برنا و جوان قطعاً بیشترین تحریک احساسات و ایجاد اختلاف در بین مراجعین را با نمایش فیلم های مزخرف انجام دادند. جالب در مورد غرفه برنا این بود که اگر با بعضی از خبرنگاران و اعضای خبرگزاری شان بحث می کردید به شما حمله می کردند و با الفاظ رکیک خواستار گم شدن شما می شدند! به شخصه چند مورد دیدم. در مقابل غرفه رجا نیوز همیشه بحث های سیاسی ادامه دار بود ولی برخورد اعضای سایت با مراجعین بد نبود که البته از رجا هم یک مورد درگیری و کتک زدن مراجعه کننده گزارش شد! مخلص کلام بهترین غرفه، همشهری جوان بود.

حالا که چی؟

حمله اعضای حاضر در غرفه ها به بعضی از مراجعه کنندگان و سیاسیون، تداعی کننده خاطرات خوش جشنواره های دوران اصلاحات بود. زمانیکه اندیشه و گفتمان در زردترین و درپیت ترین نشریان نیز به چشم می خورد. آن زمان لمپن ها و چماقداران در جشنواره ها نبودند تا وسط نمایشگاه را هپیمایی کنند و فریاد می کشم، می کشم سر دهند.

========================================================

1) عکس من و مهدی خانعلی زاده: اینجا

2) گزارش تصویری خروج دکتر بهشتی از نمایشگاه برای دانلود

نوشته شده توسط وحید مصطفی زاده  | لینک ثابت |

فعلاً شنبه دوم آبان 1388
فرصت اندک است!

گزارش تصویری مهاجمین به کروبی را از اینجا دانلود کنید!

مصاحبه ای هم با آقای دکتر عمادالدین باقی داشتم که از اینجا دانلود کنید!

شرح دیدار با بعضی از سیاسیون و وبلاگ نویس ها را هم بعداً سر فرصت می نویسم.

یاعلی

نوشته شده توسط وحید مصطفی زاده  | لینک ثابت |

فرهنگ اعتراض پنجشنبه سی ام مهر 1388
ایستگاه امام خمینی از متروی صادقیه پیاده شدم تا سوار مترو حقانی شوم. جمعیتی که مسیرشان به سمت جنوب شهر بود، به حدی تعدادشان زیاد بود که به نظرم اگر 3 تا قطار خالی هم میومد و پر میشد بازم آدم می موند! به هر حال سوار شدم و مترو به ایستگاه سعدی رسید و متوقف شد. در ایستگاه سعدی هم جماعتی که آن طرف در سکوی مقابل منتظر مترو بودند زیاد بودند. به نظر می رسید تجمع بسیار زیاد مسافران در ایستگاه های قبلی موجب کندی حر کت شده بود (دلیلش اینه که وقتی جمعیت زیاده همه میل دارند سوار قطار شوند و اجازه نمی دهند درب های واگن ها بسته شود!) قطاری هم که من سوار بودم به دلایل مشابهی در ایستگاه های بعدی متوقف بود.

آن طرف فریادهایی شروع شد و مردم منتظر برای قطاری که به سرعت رد شد و نایستاد هو کشیدند! ماموری به میان جمعیت خزید و دست به باتوم برد! عده ای جوان مامور را فراری دادند! و ...

مرگ بر دیکتاتور! یا حسین، میر حسین!

در قطار ما هم عده ای همراهی می کردند!

موسوی، شاید دقیقاً آن طور نبود که ما می خواستیم ولی فرهنگی را نهادینه کرد که آینده (شاید دور) درستی را رقم خواهد زد.

فرهنگ اعتراض!

=========================================================

پ.ن: جالبه که اکثریت قریب باتفاق مسافرین مترو دلایل مشکلات اخیر این سیستم حمل و نقل را لجبازی دولت با شهرداری تهران می دانند.

پ.ن: دیروز از آقای کلهر حال نرگسشون رو پرسیدم! خیلی عصبانی شد! آقای کلهر، خواستم گوشه ای از ناراحتی آن شب هایی که در سیما یک طرفه به ما تحمیل می کنی را جبران کرده باشم.

پ.ن: هر روز در نمایشگاه حضور دارم! دوستان را حضوری زیارت کنیم باعث خوشحالیست!

نوشته شده توسط وحید مصطفی زاده  | لینک ثابت |