سپاه کوفه، روز عاشورا در بیعت امیرالمونین یزید بن معاویه و در زیر پرچم فرماندهی سپاه اسلام، عمر بن سعد فرزند بزرگ سردار اسلام روزه گرفتند، وضو ساختند و بر حجت خدا تاختند. سرها را بریدند، بدن ها را لگد مال کردند، زن ها و بچه ها را کتک زدند و به اسارت بردند.
روزه گرفتن در عاشورا حرام نیست. کراهت این عمل مستحب در این روز به دلیل آن است که شیعه نمی خواهد در این روز همرنگ سپاه کفر شود.
به این می اندیشم که امروز آیا همرنگ سپاه کوفه شدن در انجام مستحبات نیز همان حکم کراهت روزه عاشورا را دارد؟ مثلاً در مسجدی که صدها نفر در آن بدون گناه زیر مشت و لگد قوم الظالمین قرار گرفتند، نماز خواندن مکروه نیست؟ و یا لبیک گفتن به انجام امور شرعی مستحب عمومی به رهبران این سپاه بر کفر، محاسبه ثواب می شود؟
============================================================
1. هر چه کردیم، نشد! عده ای نانشان در اختلاف است و هدفشان نبرد و قتل عام!
2. ربطی به 13 آبان نداره، از چند ماه پیش مطرح بود، دیگه کمتر به مسائل سیاسی می پردازم.
============================================================
به نقش سیاهی لشگر تو فیلم راضی باش
چشاتو ببند و فقط به فکر بازی باش
خر شو از خودت دست بکش ! افول کن !
ببند دهنتو ! شرایطو قبول کن !
این سنت پیغمبره ! بپذیر !
زن یا مرد ! فرقی نمی کنه ! بمیر !
این یعنی نقش من تو فیلم زندگی سگی
رول یه جنازه که زنده است به همین سادگی
نفس کشیدن تو یه متن خسته با خط کشی
آخر قصه ی همه است ! آخر سگ کشی
جناب سرهنگ! هم اسمت رو برداشتم و هم .... بگذریم! مهم نیست! جاش رفت و دردش تمام شد! دیدار به قیامت!
========================================================
1. یه گزارش تصویری جالب از اولین سفر استانی دولت دهم اینجا
2. روز 13 آبان یادآور خاطرات روزهایی ست که از مدرسه به راهپیمایی می رفتیم. امسال احتمالاً خواهم رفت و فریاد می زنیم: نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی.
3. توصیه ای به همه دوستان دارم. انتخابات با همه مسائل پیرامونی آن به پایان رسیده. بحث ماندن در خیابان و بواسطه آن تغییر حکومت، ساده انگاری محض در مورد وضعیت جاری در ایران است و تازه فرض کنیم در این مملکت انقلاب شد. فکر می کنید چه کسانی بیشتر از خود ما متضرر شوند. سعی کنیم با اعلام حضور و وحدتی از روی اندیشه و منطق هم خواسته خود را به عنوان منتقد و حتی مخالف جریان های متعصب مطرح کنیم و هم وحدت تمام تفکرات جاری در اجتماع را در جهت پیشرفت همه جانبه مان حفظ کنیم.
بعد از حمله چماقدارها به مهدی کروبی و برگشتن محمد خاتمی از مقابل درب به یاد بازدیدهای سید محمد خاتمی افتادم. آن زمانی که در اوج محبوبیتش در محل وقت جشنواره بدون خالی کردن سالن قدم می زد و با اهالی فرهنگ و خبر گفتگو می کرد. اکنون بعد از گذشت کمی بیش از 4 سال از ترس جانش که در میان مخالفان سرسختش که بویی از تمدن هم نبردند، نباشد؛ قید بازدید از نمایشگاه را زد و از مقابل درب ورودی، بازگشت. به این فکر می کنم که رییس دولتی که طبق آمارها در اوج محبوبیتش قرار دارد، به خاطر جوی که در سالن وجود داشت و همواره مخالفانش حضوری چشمگیر داشتند، قید بازدید را زد چگونه 4 سال دیگر و پس از پایان دوران مسئولیت و محبوبیتش در جامعه سر خواهد کرد؟ ایرانی ها، ملتی هستند با رفتارهای منحصر به فرد! 4 سال دیگر را می بینم! روزگاری را که به دلیل رگبار ریشخندها و خرده های تلخ دانشجویان نمی تواند در حیاط دانشگاه علم و صنعت قدم بزند. روزگاری که منزوی شده و روزگاری که تقاص روزهای انفرادی را که تحمیل کرده پس خواهد داد.
========================================================
پ.ن: چند وقت پیش پستی داشتم تحت عنوان ریش قرمز که در مورد دوستی که در بند بود. خوشبختانه امروز تماس گرفت و گفت آزاد شده.
پ.ن: تصویری از دکتر عماد الدین باقی در نمایشگاه امسال +
در مورد کلیت برگزاری جشنواره، روز اول یکی از دوستان تعبیری بکار برد که مخلص کلام است: در کشوری که بزرگترین زندان روزنامه نگاران جهان است، جشنواره مطبوعات معنی ندارد.
بحث های سیاسی جانبی
قرار بود جلساتی برگزار بشود و سیاسیونی از دو جناح به مباحثه بپردازند منتهی چالشی ترین بحث ها مربوط به آقایان محمد جواد لاریجانی و کواکبیان بود. مقایسه اسامی، عمق ناعدالتی رو نشان می دهد. هر چند کواکبیان در پاسخگویی خوب عمل کرد. جالب در بین صحبت های دکتر لاریجانی انتهای آن بود که زندگی روزنامه نگاری را جذاب و شیرین!! دانست. نتوانستم ساکت باشم و محمد قوچانی را مثال زدم!
دیدار با دوستان
دیدارهای جالبی داشتم! کلی با اعضای تحریریه وطن امروز و رجانیوز آشنا شدم و دوستان خودمان در عصر ایران، تابناک، حیات نو و ... دیدیم. از وبلاگ نویس ها هم ابوالفضل ناظمی + و مهدی خانعلی زاده + که مقابل غرفه همشهری جوان هر دو بزرگوار را زیارت کردم.
حضور سیاسیون
قطعاً پر سر و صدا ترین حضور مربوط به حضور سید محمد خاتمی بود. روز شنبه و حوالی ساعت 13 بود که شایعه حضور سید محمد خاتمی و میرحسین موسوی در نمایشگاه و در حوالی ساعت 16 قوت گرفت. حضور نیروی انتظامی و افزایشس نیروهای حراست نمایشگاه هم تایید کننده خبر بود. منتهی از حدودای ساعت 14 نیروهای لباس شخصی به صورت گروهی و با تعداد بالا شروع به وارد شدن کردند طوری که تمام محوطه داخلی و خارجی سالن در اختیار این نیروهای مردمی!! بود. به هر حال سید به دلیل حفظ جانش از مقابل درب بهشتی بازگشت. در مورد حضور شیخ مهدی کروبی هم خبر زیاد مخابره شده و من تصاویری از حمله به ایشان و تصاویر تعدادی از مهاجمین را در غرفه هاشان! برایتان در پست قبل گذاشتم. اما در مورد حضور دکتر علیرضا بهشتی باید بگویم که از حضور ایشان در سالن اصلی بیش از 1 ساعت می گذشت که با تجمع زیاد مردم در مقابل غرفه اعتماد و سر دادن شعار، تعداد محدودی از چماق داران خبرگزاری فارس و ایرنا به سمت ایشان حمله ور شدند و شعارهایی بس از روی حماقت تام سر دادند. دکتر را تا بیرون سالن اصلی بدرقه کردیم مقابل درب چند جمله ای صحبت کرد و با تاکسی! از مجموعه خارج شد.
روز یکشنبه شایع شد که قرار است دکتر ا.ن نیز بدون تخلیه سالن وارد نمایشگاه شوند! به نوعی برنامه ریزی هم صورت گرفته بود! چون جو سالن امنیتی بود و تعداد بسیاری از هواداران معلوم الحالشان در نمایشگاه حضور داشتند. دلیل عدم حضورشان را نمی دانم. حدس هایی می زنم که نمی گویم! به هر حال نیومد.
سیاسیون بسیار دیگری مانند بسیاری از وزرای فعلی و سابق (دولت نهم) و اشخاصی همچون سید هادی خامنه ای و عمادالدین باقی هم به نمایشگاه آمدند. حضور دو نفر برایم به دلایلی جالب بود! اولی دکتر محمد علی رامین بود که هر روز آمد! و دیگری حمید رسایی بود که در جدل هایی که با مردم داشت برایم واضح شد که خیلی آدم کوچکیست!
غرفه ها
به نظرم غرفه های وطن امروز و موسسه همشهری بهترین غرفه ها در استقبال از بازدید کنندگان بودند. غرفه فارس سنگین ترین و گرانترین دکور را داشت و بیشترین فضا را در بهترین نقطه اشغال کرده بود. نکته جالب غرفه خبرگزاری فارس حضور 40-50 نفر از نیروهای مردمی!!!! به صورت دائم در اطراف این غرفه بود! غرفه برنا و جوان قطعاً بیشترین تحریک احساسات و ایجاد اختلاف در بین مراجعین را با نمایش فیلم های مزخرف انجام دادند. جالب در مورد غرفه برنا این بود که اگر با بعضی از خبرنگاران و اعضای خبرگزاری شان بحث می کردید به شما حمله می کردند و با الفاظ رکیک خواستار گم شدن شما می شدند! به شخصه چند مورد دیدم. در مقابل غرفه رجا نیوز همیشه بحث های سیاسی ادامه دار بود ولی برخورد اعضای سایت با مراجعین بد نبود که البته از رجا هم یک مورد درگیری و کتک زدن مراجعه کننده گزارش شد! مخلص کلام بهترین غرفه، همشهری جوان بود.
حالا که چی؟
حمله اعضای حاضر در غرفه ها به بعضی از مراجعه کنندگان و سیاسیون، تداعی کننده خاطرات خوش جشنواره های دوران اصلاحات بود. زمانیکه اندیشه و گفتمان در زردترین و درپیت ترین نشریان نیز به چشم می خورد. آن زمان لمپن ها و چماقداران در جشنواره ها نبودند تا وسط نمایشگاه را هپیمایی کنند و فریاد می کشم، می کشم سر دهند.
========================================================
1) عکس من و مهدی خانعلی زاده: اینجا
2) گزارش تصویری خروج دکتر بهشتی از نمایشگاه برای دانلود
گزارش تصویری مهاجمین به کروبی را از اینجا دانلود کنید!
مصاحبه ای هم با آقای دکتر عمادالدین باقی داشتم که از اینجا دانلود کنید!
شرح دیدار با بعضی از سیاسیون و وبلاگ نویس ها را هم بعداً سر فرصت می نویسم.
یاعلی
آن طرف فریادهایی شروع شد و مردم منتظر برای قطاری که به سرعت رد شد و نایستاد هو کشیدند! ماموری به میان جمعیت خزید و دست به باتوم برد! عده ای جوان مامور را فراری دادند! و ...
مرگ بر دیکتاتور! یا حسین، میر حسین!
در قطار ما هم عده ای همراهی می کردند!
موسوی، شاید دقیقاً آن طور نبود که ما می خواستیم ولی فرهنگی را نهادینه کرد که آینده (شاید دور) درستی را رقم خواهد زد.
فرهنگ اعتراض!
=========================================================
پ.ن: جالبه که اکثریت قریب باتفاق مسافرین مترو دلایل مشکلات اخیر این سیستم حمل و نقل را لجبازی دولت با شهرداری تهران می دانند.
پ.ن: دیروز از آقای کلهر حال نرگسشون رو پرسیدم! خیلی عصبانی شد! آقای کلهر، خواستم گوشه ای از ناراحتی آن شب هایی که در سیما یک طرفه به ما تحمیل می کنی را جبران کرده باشم.
پ.ن: هر روز در نمایشگاه حضور دارم! دوستان را حضوری زیارت کنیم باعث خوشحالیست!

مارک شیمون مولر، محقق اسرائیلی در جزوهی «بررسی وضعیت ایران پس از ظهور رفرمیسم و اثر آن بر اسرائیل»: «همانگونه که میدانیم، دولت اوباما تلاش مینماید اسرائیل را محدود کرده و به پای میز مذاکره با اعراب بکشاند تا از این طریق با حل مشکل خاورمیانه قدرت مانور اسرائیل را سلب نموده و امنیت را به خاور میانه برگرداند و این با منافع اسرائیل در تعارض کامل است. جمهوری اسلامی باید ابزاری باشد در جهت خنثی نمودن اهداف اوباما. با جمهوری اسلامی دموکراتیک نمیتوان گفتوگوی سیاسی داشت چون شفافیت در گفتوگو با ایران، نیروهای ضد اسرائیل و انقلابیون قدیمی را به صحنه خواهد آورد. پس باید تلاش نمائیم با تقویت هرچه بیشتر دولت احمدینژاد، جمهوری اسلامی را بسوی تک صدایی و غیر شفاف بودن سوق دهیم.»
مئیر داگان، رییس موساد، سازمان اطلاعاتی اسرائیل، روز 26 خرداد، چهار روز پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ایران که با اعلام نتایج تقلبی به بحران انجامید، در برابر کميته روابط خارجی و دفاع کنست، پارلمان اسرائيل: «وجود دولت تندرویی با ریاست محمود احمدینژاد در ايران، موجب خواهد شد که اسرائيل بتواند آسانتر تهديد اتمی ايران را برای جهانيان توجيه کند.» داگان، محمود احمدی نژاد را يک فرد «تندرو و دگم» ناميد و تصريح کرد: «وجود چنين فردی در راس دولت جمهوری اسلامی، موقعيت اسرائيل را برای توجيه خطرها و تهديدهای اتمی ايران آسانتر خواهد کرد.»
فیلیپ وایس یک یهودی آمریکایی: «سخنرانان آيپاک، احمدینژاد را هديه ای برای اسراييل میدانند«
ايلان برمن، که معاون «شورای سياست خارجی آمريکا»: «احمدی نژاد هديهای است که ما به حفظ و نگهداری آن نيازمند هستيم. او آنچنان از ما سخن میراند که گويا میخواهد ما را به قتل برساند، و بر اين مبنا چنين نتيجهگيری میشود که بايد او را جدی بگيريم. اما آيا او میتواند آنچه میگويد را انجام دهد؟ پاسخ ما اين است که نمیدانيم.»
رئيس سابق موساد، افراييم هاليوی (هاليفی)، در تلويزيون عربی زبان «الحرّه» : «ما هرگز در موساد قادر نبوديم عملياتی بهتر از آنچه احمدی نژاد برای ما انجام میدهد، انجام دهيم.» اظهارات افراطی يک رئيس جمهوری در ايران، برای همه کس ثابت میکند که ايرانِ امروز، ايرانی است که همزيستی با آن غير ممکن است. احمدی نژاد، به اين گونه، تمام جهان را عليه ايران، متحد میسازد»
یوری آونری روزنامه نگار اسرائیلی، فعال صلح فلسطین و اسرائیل و عضو سابق کنست، چند ماه قبل در مقالهای که در نشریه انگلیسی مورنینگ استار به چاپ رسید: «من منظورم این نیست که احمدینژاد عامل سرویس مخفی اسرائیل یعنی موساد است. اصلا چنین نیست، نمی خواهم به خاطر چنین تهمتها یا شایعاتی تحت تعقیب قرار بگیرم. فقط منظورم این است که اگر مامور موساد بود، متفاوتتر از این عمل نمیکرد که می کند؛ و اگر مامور نبود، موساد تمام سعی خود را در استخدام او میکرد!
مارک مولر، محقق اسرائیلی: «دولت ایران نباید اجازه دهد جنبش سبز عمیق و جهانی شود و بهترین راهکار برای دولت به خشونت کشاندن جنبش است و در کنار این سرکوب، لازم است دست به اصلاحات اقتصادی بزند تا منطق جنبش سبز را با مشکل جدی مواجه کند.»
======================================================
پ.ن: در ایران زندگی کردن اگر یک دلیل در زمینه فرهنگ نیاز داشته باشه، اون دیدن بازی سیامک صفری است. اجرای رومولوس کبیر رو از دست ندید.

شرح آخرین لحظات زندگی اش را می توانید در وبلاگ وکیلش محمد مصطفایی بخوانید. اینجا
و شما! مادر و پدر احسان!جماعتی، آمدند و رفتند و التماس کردند. شما نپذیرفتید.
تا پای چوب رفتید. لحظه انتقام رسید و خود چارپایه را کشیدید.
حال همه چیز تمام شد. دیگر نه مقتولی هست و نه قاتلی. شب هایی را بی احسان نخوابیدید و امشب بهنود هم نیست. خیالتان راحت شد؟ درد از دست رفتن فرزندتان مداوا شد؟ احسانتان به خانه برنگشت و احسانتان از دست رفت. احسانتان زنده نشد و احسانی که داشتید هم مرد.
امروز با ما همراه شوید. در اشک های ما سهیم شوید و برای احسان رفته تان گریه کنید. اما کسی برای بهنود غمگین نباشد که او بلاخره آرام شد. دیگر دلواپس فردا و آرزومند بخشش دیگران نیست. طناب اوین راهی باز کرد تا آغوش مادرش.روحش شاد

