اما آنها فقط از «فهمیدن» تو میترسند
سلام ما بر تو که حجت خدا بر زمینی. سلام ما بر تو که عمریست منتظر قدوم مبارکت هستیم. سلام ما بر تو که آرزویمان خس و خاشاک بودن بر گذری است که تو از آنجا بگذری. سلام بر تو که بر پا کننده حکومت عدل و دادی. سلام ما بر تو که کار ناکرده پدرانت که ایجاد حکومت الهی بر همه دنیاست را به سرانجام می رسانی. سلام ما بر تو، ای مهدی صاحب الزمان.
آقا جان! کاش روی ماهت را در جمعه نیمه شعبان دیده بودیم. کاش می آمدی و مرهمی بودی بر زخمهای تازه مان. کاش می آمدی و بهت می گفتیم از روزگارمان. نه برای اینکه بدانی، برای اینکه بدانیم. می گفتیم از ظلمی که به نام دین جدتان به امت تان شد. می گفتیم از کودتا خواندن شال سبزتان را انداختن. می گفتیم از باتوم هایی که به نام سربازانت زدند. می گفتیم از مشت هایی که به دهان هایی خورد که مشغول تکبیر بودند. می گفتیم از کسانی که در خیال باطلشان متصورند در ایجاد حکومت اسلامی از امرالمونین برتری دارند. می گفتیم از داعیه داران خون شهدایی که یک روز از جنگ را هم درک نکردند. می گفتیم از دروغ هایی که در جامعه اسلامی مان نهادینه شده. می گفتیم از عالمینی که دین را ابزار تحقق پست ترین خواسته های بشری کردند. می گفتیم از دینی که جد شما برایمان به یادگار گذاشت ولی آنقدر خرافه واردش کردند که جذابیتش از بین رفت. می گفتیم از تحمیق توده های ملت مان. می گفتیم از سرکوب نه فقط حرف ها بلکه فکرها. می گفتیم از چپاول بیت المال و نبودن آهن گداخته مولا. می گفتیم از شنیدن دعای تعجیل در فرج شما را از دهان دروغگویان روسیاه عالم. می گفتیم از تحقیر شخصیت و وهن نظام مان به دلیل حماقت تریبون دارهایمان. می گفتیم از مدعیان شما که می گویند آقا با شمشیر میاد و گردن می زنه و غرقاب خون به راه می اندازه. می گفتیم از نامه های دروغی که به شما نوشتند و فجایع انجام شده خودشان را مستتر کردند. می گفتیم از رذالت جمعی که برای حفظ قدرتشان زدند، کشتند، روضه خواندند و انکار کردند. می گفتیم از حرف های دلمان. می گفتیم از روزگارمان، اگر می آمدی.
یا امام زمان نمی گویم اوضاع خوب است نیا، بیا که روزگار تاریک پر شکی ست. بیا که این روزها حل شدن تمام حوائجمان به دست مبارک شما را به عینه می فهمیم.
يا أيها العزيز مسنا و أهلنا الظر و جئنا ببضاعة مزجاة فأوف لنا الكيل و تصدق علينا إن الله يجزي المتصدقين
اصل ۳۷ - اصل برائت
اصل، برائت است و هیچکس از نظر قانون مجرم شناخته نمیشود، مگر این که جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد.
اصل ۳۸ - منع شکنجه
هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند، مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات میشود.
اصل ۳۹
هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده، به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است.
اللهم عجل لولیک الفرج
نترس! چون او عدم کفایت سیاسی اش مورد بحث قرار گرفت اما در مورد تو عدم سلامت روانی مطرح است.

