تبليغاتX
کارامد
درود بر علی شریعتی شنبه سی و یکم مرداد 1388
آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند. از «تن» تو هر چقدر هم که قوی باشد ترسی ندارند. از گاو که گنده‌تر نمی‌شوی، میدوشندت! از خر که قوی‌تر نمی‌شوی، بارت می‌کنند! از اسب که دونده‌تر نمی‌شوی، سوارت می‌شوند!،

اما آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند

نوشته شده توسط وحید مصطفی زاده  | لینک ثابت |

اللهم عجل لولیک الفرج شنبه بیست و چهارم مرداد 1388
سلام ما بر تو ای خلیفه خدا

سلام ما بر تو که حجت خدا بر زمینی. سلام ما بر تو که عمریست منتظر قدوم مبارکت هستیم. سلام ما بر تو که آرزویمان خس و خاشاک بودن بر گذری است که تو از آنجا بگذری. سلام بر تو که بر پا کننده حکومت عدل و دادی. سلام ما بر تو که کار ناکرده پدرانت که ایجاد حکومت الهی بر همه دنیاست را به سرانجام می رسانی. سلام ما بر تو، ای مهدی صاحب الزمان.

آقا جان! کاش روی ماهت را در جمعه نیمه شعبان دیده بودیم. کاش می آمدی و مرهمی بودی بر زخمهای تازه مان. کاش می آمدی و بهت می گفتیم از روزگارمان. نه برای اینکه بدانی، برای اینکه بدانیم. می گفتیم از ظلمی که به نام دین جدتان به امت تان شد. می گفتیم از کودتا خواندن شال سبزتان را انداختن. می گفتیم از باتوم هایی که به نام سربازانت زدند. می گفتیم از مشت هایی که به دهان هایی خورد که مشغول تکبیر بودند. می گفتیم از کسانی که در خیال باطلشان متصورند در ایجاد حکومت اسلامی از امرالمونین برتری دارند. می گفتیم از داعیه داران خون شهدایی که یک روز از جنگ را هم درک نکردند. می گفتیم از دروغ هایی که در جامعه اسلامی مان نهادینه شده. می گفتیم از عالمینی که دین را ابزار تحقق پست ترین خواسته های بشری کردند. می گفتیم از دینی که جد شما برایمان به یادگار گذاشت ولی آنقدر خرافه واردش کردند که جذابیتش از بین رفت. می گفتیم از تحمیق توده های ملت مان. می گفتیم از سرکوب نه فقط حرف ها بلکه فکرها. می گفتیم از چپاول بیت المال و نبودن آهن گداخته مولا. می گفتیم از شنیدن دعای تعجیل در فرج شما را از دهان دروغگویان روسیاه عالم. می گفتیم از تحقیر شخصیت و وهن نظام مان به دلیل حماقت تریبون دارهایمان. می گفتیم از مدعیان شما که می گویند آقا با شمشیر میاد و گردن می زنه و غرقاب خون به راه می اندازه. می گفتیم از نامه های دروغی که به شما نوشتند و فجایع انجام شده خودشان را مستتر کردند. می گفتیم از رذالت جمعی که برای حفظ قدرتشان زدند، کشتند، روضه خواندند و انکار کردند. می گفتیم از حرف های دلمان. می گفتیم از روزگارمان، اگر می آمدی.

یا امام زمان نمی گویم اوضاع خوب است نیا، بیا که روزگار تاریک پر شکی ست. بیا که این روزها حل شدن تمام حوائجمان به دست مبارک شما را به عینه می فهمیم.

يا أيها العزيز مسنا و أهلنا الظر و جئنا ببضاعة مزجاة فأوف لنا الكيل و تصدق علينا إن الله يجزي المتصدقين

نوشته شده توسط وحید مصطفی زاده  | لینک ثابت |

زرشک سه شنبه سیزدهم مرداد 1388
سه اصل از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران:

اصل ۳۷ - اصل برائت

اصل، برائت است و هیچ‌کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی‌شود، مگر این که جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد.

 

اصل ۳۸ - منع شکنجه

هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند، مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می‌شود.

 

اصل ۳۹

هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده، به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است.

نوشته شده توسط وحید مصطفی زاده  | لینک ثابت |

دعا دوشنبه دوازدهم مرداد 1388
حجتیه ای ها خوب برای امور، برنامه ریزی داشتند!

اللهم عجل لولیک الفرج

نوشته شده توسط وحید مصطفی زاده  | لینک ثابت |

چهارشنبه هفتم مرداد 1388
طرفداران دیروز، امروز تهدیدت می کنند به گرفتار شدن به سرنوشت بنی صدر. +

نترس! چون او عدم کفایت سیاسی اش مورد بحث قرار گرفت اما در مورد تو عدم سلامت روانی مطرح است.

نوشته شده توسط وحید مصطفی زاده  | لینک ثابت |